* مقالات آموزشي و تربيتي

مقالات آموزشي و تربيتي
معلمان اندیشمند خراسان جنوبی
پيوندهای روزانه

چكيده :

تشويق و تنبيه دو روش تربيتي است كه براي رعايت مقررات و انضباط بايد درمدارس مدنظر قرارگيرد. 
 تنبيه در مواردي بكار مي رود كه رفتار دانش آموز ناپسند،برخلاف مقررات و غيردلخواه است و مي خواهيم آن را خاموش و تضعيف كنيم. اين دو روش بايد بطور صحيح بكار رود تا موجب آرامش خاطر گردد.در مورد تشويق و تنبيه مطالعات زيادي توسط روانشناسان صورت گرفته است و اين مطالعات نشان مي دهد كه اثر تشويق بيش از تنبيه است و تا جايي كه ممكن است بايد از تنبيه خودداري شود زيرا تنبيه عوارضي ناخوشايند را دربردارد.   
 تشويق بايد بجا و مناسب باشد و به محض مشاهده و انجام رفتار مناسب از سوي دانش آموز بايد بلافاصله اعمال گردد و از تشويق هاي بي مورد نيز بايدخودداري كرد. تشويق مناسب و بجا در يادگيري تأثير به سزايي دارد.   
تنبيه نيز باعث تضعيف رفتارهاي ناپسند مي شود و اكثراً تنبيه به خاطر رفتاري است كه مورد قبول بزرگان و اجتماع نيست. تنبيه نيز بايد بجا و درست اعمال شود ومناسب خطاي كودك باشد، و به محض انجام كار خلاف از سوي كودك تنبيه بايد اعمال گردد و دليل تنبيه نيز روشن شود.

مقدمه :

همة ما در مورد تشويق و تنبيه چيزهايي مي دانيم ، زيرا يا خود به عنوان معلم يا والدين آن را اجرا كرده ايم يا در دوران تحصيل از سوي معلمان و پدر و مادر در مورد ما به مرحلة اجرا در آمده است . والدين در خانه و معلمان در سطوح گوناگون تحصيلي ، بيشتر با مقولة تشويق و تنبيه سر و كار دارند . استفاده از تشويق يا تنبيه ، گاه به طور رسمي و با برنامه قبلي و گاه بدون هيچ برنامه و نيت قبلي صورت مي گيرد .
تقريباً هر كسي در روز نوعي تشويق يا تنبيه را مستقيم يا غير مستقيم ، ارادي يا غير ارادي بر ديگران و يا كسي بر او روا مي دارد . امّا احتمالاً كمتر از ماهيت تشويق و تنبيه و نتايج و عواقب واقعي آن اطلاع دارد .

تشويق چيست ؟

تشويق در لغت به معناي آرزومند كردن ، به شوق افكندن و راغب ساختن است .1
 تاريخ به كارگيري تشويق به عنوان انگيزه شايد به قدمت تاريخ تعليم و تربيت باشد ، زيرا هر جا صحبت از آموزش و يادگيري است مسألة تشويق به نحوي مطرح مي شود . و به اعتقاد بسياري از روانشناسان تربيتي ، تشويق و پاداش از مهمترين انگيزه هاي پيشبرد تعليم و تربيت به شمار مي رود و منظور از پاداش و تشويق هر عملي است كه در تثبيت تمايلات و نيل به آمال انسان مؤثّر باشد.
تشويق محرك خوشايندي است كه بعد از بروز يك رفتار مطلوب به كودك ارائه مي شود و منظور از تشويق و تأييد ، حمايت از رفتارهاي مثبت و تأكيد بر اعمال درست است . اين عمل به كودك كمك مي كند كه برداشت خوبي از خود داشته باشد و با اعتماد به نفس رفتار صحيح را ارائه دهد .
تشويق ، فرد را به ادامة كارش ترغيب مي كند و او را در مسير پيشرفت و بهبود قرار مي دهد . تشويق نوعي پاداش است كه براي تقويت رفتار مطلوب و ادامة آن به فرد ، ارائه مي شود .
ما معمولاً از تشويق استفاده مي كنيم تا رفتاري را تقويت كنيم يعني تكرار آن رفتار را افزايش دهيم گاهي تشويق و تقويت مترادف هم به كار مي روند . معلم بايد در نظر داشته باشد كه آنچه را كه به عنوان تشويق در نظر مي گيرد ممكن است در نزد شاگردان همان معنا را به همراه نداشته باشد .
مثلاً اگر معلمي از نمره براي تشويق استفاده مي كند بايد در نظر داشته باشد كه بالابردن نمره براي همه از يك ارزش پاداشي يكسان برخوردار نيست و از اين لحاظ ممكن است بين كودكان تفاوت هاي بسيار وجود داشته باشد . بنا بر اين در اين روش معلم هر پاداشي را با توجه به روحيه و شخصيت و رفتار دانش آموزان مورد استفاده قرار مي دهد . اصولاً تشويق بيشتر از تنبيه تغييرات مطلوب را به همراه مي آورد .

 انواع تشويق :

براي تشويق دانش آموزان و كودكان مي توانيم از چهار مدل زير استفاده کنيم:
1- تشويق نسبي ثابت: اين مدل بدين صورت است که به کودک مي گوييم : اگر پنج نمره بيست گرفتي به تو جايزه مي دهم.
2-تشويق نسبي متغير: در اين مدل به او مي گوئيم که اگر چند نمره بيست گرفتي به تو جايزه مي دهم. در اين نوع تشويق تعداد نمرات را مشخص نمي کنيم.
3- تشويق فاصله‌اي ثابت: اين مدل تشويق بر اساس زمان صورت مي گيرد. مثلاً به کودک مي گوييم:اگر درسهايت رابخواني هر هفته به تو جايزه مي دهم.
4- تشويق فاصله‌اي متغير: اين مدل هم بر اساس زمان است با اين تفاوت که در اينجا مدت زمان را مشخص نمي کنيم بلکه مي گوييم: اگر درسهايت را بخواني هر چند وقت يکبار به تو جايزه مي دهم.
بهترين روش تشويق نوع دوم يعني « تشويق نسبي متغير» است.چون:
اولاً نسبي است و مورد سوء استفاده کودک قرار نمي گيرد . زيرا اگر ثابت باشد کودک به هر ترفندي که شده 5 نمره بيست را جور مي کند.
ثانياً متغير است و تغيير نوع و مقدار تشويق، از واکسينه شدن کودک جلو گيري مي کند. به دليل اينکه هم افراد با هم متفاوتند و هم حتي يک فرد هم در موفعيتهاي گوناگون متفاوت عمل مي کند. مثلاً يک کار خيلي خوب ارزش دارد که  بلافاصله او را تشويق کرد اما بعضي کارها زياد مهم نيستند و اگر چند کار خوب انجام داد بايد تشويق شود. بنابراين کودک از تشويق دلزده نمي شود و تشويق هميشه برايش جديد و هيجان انگيز است.
ثالثاً در تشويق هاي نسبي کودک مي فهمد که اين پاداش براي کدام کار يا کارهايش است اما در تشويق هاي فاصله اي به علت فاصله افتادن بين کار و پاداش کودک نمي داند اين پاداش نتيجة کدام کار او است.

 حدود تشويق :

در همة اموري كه دانش آموزان تشويق مي شوند حدودي را بايد در نظرگرفت :
1- تناسب تشويق با خصوصيات جسماني – رواني دانش آموز
2- كيفيت رابطه بين تشويق كننده و تشويق شونده .
3- تناسب شدّت تشويق با رفتار .
4- انتخاب زمان مناسب براي تشويق كردن .
5- در هر تشويقي بايد عمل كودك تشويق شود نه خود كودك .

تربيت از راه تشويق :

امام حسن مجتبي (ع) وقتي مي خواست فرزندان و برادرزادگان خود را به علم ترغيب كند خطاب به آنها مي گويد : شما كودكان امروز اجتماع هستيد و اميد مي رود در آينده بزرگان اجتماع باشيد ، در كسب علم و دانش بكوشيد .
امام علي(ع) از طريق تشويق و شخصيت دادن به كودك ، انگيزه تحصيل علم را در آنها زنده مي كرد و اين يكي از راههاي استفاده از عواطف و احساسات كودك است .
هر انساني بنا به اصل فطرت ، داراي غريزه حبّ ذات است و چه بهتر كه به جاي تنبيه و آزار بدني ، با تحريك اين غريزه و تشويق و دلگرمي دادن كودكان به آينده درخشان و ترقي و تعالي اجتماعي ، آنان را به انجام وظيفه وادار كنند .
در جهان امروز ، تربيت از راه تشويق را بهترين و مؤثّرترين نوع تربيت مي دانند . مربياني كه با اين سبك و روش ، كودكان را به تحصيل دانش و انجام كارهاي نيك وادار كنند كارشان موفقيت آميز خواهد بود . خشونت و تندي مي تواند فقط براي مدّتي محدود ، كودكان را به انجام وظيفه وادار كند ، امّا هيچ گاه نمي تواند از آنها فردي با شخصيت و بزرگ بسازد .

چگونه بايد تشويق كرد ؟

1- تشويق نبايد مداوم باشد چون جنبة رشوه دادن به خود مي گيرد. مثال: معلم به كودك بگويد كه اگر فلان كار يا فلان درس را ياد گرفتي به تو جايزه داده خواهد شد،اين كار كودك را به چانه زدن وا مي دارد .    
2- تشويق بايد به خاطر كارهاي ممتاز و فوق العاده صورت گيرد و سعي شود كه براي انجام كارهاي نيك و ايجاد عادتهاي پسنديده صورت گيرد.
3- در زمينه تشويق بايد به تفاوتهاي فردي توجه كرد زيرا هر كودك استعداد و توانايي هاي خاص خودش را دارد.
4- تشويق را به صورتهاي گوناگون مي توان انجام داد كه گاهي بعضي از تشويق ها هزينه اي در برندارد مانند: نگاه توأم با لبخند ، گفتن يك جمله محبت آميز يا بازي كردن با كودك .
5- عمل و اخلاق نيك كودك را بايد تحسين كرد نه خود او را . يعني خود كودك به خوبي بفهمد كه كار نيك ازرش دارد و خود او منهاي كار نيكش ارزشمند نيست.
6- تشويق به گونه اي باشد كه كودك خود را مستحق آن بداند نه وسيله اي براي دلخوش كردن يك لحظه . كودكي كه مستحق تشويق نباشد ازآن لذّت نخواهد برد و نسبت به داوري اوليا‍‌ و مربيان بدبين خواهد شد .
7- تشويق بايدگاه‌گاهي‌صورت پذيرد چون‌تشويق زياد‌تأثير خود را از دست مي دهد .
8- تشويق را در حضور جمع انجام دهيم تا شخص احساس تعهد و مسئوليت نسبت به كار و وظيفه نمايد.
9- تشويق زياد باعث احساس غرور و خودبيني در كودك مي شود.

معايب تشويق بي جا و بيش از حد :

  • وابستگي کودک به عوامل کنترل بيرون از خود . 
  • کند شدن محرک هاي دروني (‌از بين رفتن رغبت هاي خود به خودي و جايگزيني رغبت هاي تصنعي) .
  • تشويق بدون دقت ممکن است به صورت رشوه در آيد و اعمال کودک به پاداش وابسته شود و پرتوقع و طلبکار پرورش يابد و در همه جا انتظار پاداش عملي يا معنوي داشته باشد، از همه کس طلبکار شود ولي خودش احساس مسئوليت نکند . گاهي حتي در برابر انجام وظايف قانوني يا اجتماعي يا شرعي خود نيز توقع پاداش خواهد داشت . 
  • تشويق و تحسين بيش از حد ، کودک را به غرور و خودبيني مبتلا مي سازد. اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايد : " چه بسا افرادي که به سبب تعريف و تمجيد مغرور مي شوند " و " در مدح کسي زياده روي و مبالغه مکن ".

نتايج تحقيقات اخير نشان داده است که اگر رفتار کودک و رشد او را از طريق عوامل تشويق بيروني مانند جايزه ، پول ، کارت صدآفرين ، ‌تحسين هاي لفظي مکرر و ساير عوامل بيروني شرطي کنيم ، آزادي و رشد طبيعي را از او سلب و رفتار او را با ضوابط و معيارهاي از پيش تعيين شده قالب سازي کرده ايم .

  • تشويق بيش از حد در درازمدت‌مانع پيشرفت خود به خودي کودک مي شود . 
  • تکيه بر تشويق بيروني بدون همسويي با تقويت هاي دروني کودک ، مانع تحول طبيعي او مي شود.

محبت و تشويق :

تشويق به معني شوق افكندن و ترغيب كردن به كار است، «از نظر روانشناسان، ارائه محرك مطلوب پس از انجام رفتار مطلوب به منظور افزايش، تكرار و تثبيت آن عمل و رفتار، تشويق تبيين و معناي به حق مي يابد. همچنين گفته شده است در انسان ها نوعي نياز به محبت وجود دارد.انسان ها مايل هستند كه مورد محبت، تحسين و تمجيد قرار گيرند. از سوي ديگر ما به چيزهايي كه خوشايند باشند پاسخ مي دهيم و آن پاسخ هايي را برمي گيريم كه با رضايت خاطر و پاداش همراه باشند. اينها سبب تقويت رواني مي شوند و شخص به اين پاسخ ها پايبند مي شود.»
مي توان چنين شيوه را در تمام سطوح افراد جامعه پياده كنيم. در اين راستا توجه كنيم به سخنان حضرت علي (ع) به مالك اشتر كه مي فرمايند با تحسين و حق شناسي، خويشتن را با مأموران درستكار خود مرتبط كن. خدمات صادقانه آنان را به زبان بياور و صريحاً قدرداني نما زيرا تحسين و قدرشناسي، مردان شجاع را در راه نيكوكاري تهييج مي كند و مسامحه كاران را به واسطه خداوند به جنبش و حركت وا مي دارد.
يكي از راه هاي تشويق، شيوة كلامي است. در تشويق هاي كلامي و گفتاري، با سخن خويش، رفتار فرد، كودك و يا بزرگسال مورد تأييد قرارمي گيرد چرا كه عمل مثبت انجام شده آنان مورد تشويق قرارمي گيرد. با ارج نهادن به شخصيت فرد مي توان فرصت بروز استعدادهاي ذاتي را براي آن شخص فراهم كرد تا احساس كند صميميت بيشتري به او نشان داده شده است .
تشويق بايد متعادل، به اندازه، به موقع، به جا و مناسب باشد ضمن آن كه با ميزان فعاليت و انتظار متناسب باشد بايد انگيزه و هدف تشويق به مخاطب تفهيم شود و توجه داشته باشيم تشويق، تحريك دروني براي پيشرفت امور را ايجاد مي كند و تشويق به نحوي جبران كنندة كمبودها، حقارت هاي عاطفي و اجتماعي است ، ضمن آن كه باعث به وجود آمدن حس اعتمادبه نفس و تقويت عزت نفس مي شود نيز مضاف به آن كه رفتار و سير زندگي- ولو مقطعي- را مي تواند تغيير دهد.
ايجاد وابستگي به عوامل تحريكي تشويق، سبب كند شدن محركهاي دروني، ايجاد توقعات تصنعي، مغرورشدن و احساس مهتري خواهد شد و اين مورد خاصه در خردسالان بيشتر متجلي مي شود.

 تأثير بيشتر تشويق در مقايسه با تنبيه :

تأثير تشويق و تنبيه در سنين مختلف در کودکان متفاوت است .دانشمندان بر اساس بررسى هاى جديد دريافتند ، کودکان تا سن 12 سالگى برداشت چندان درستى از تنبيه ندارند و به تشويق به مراتب بيش از تنبيه واکنش نشان مى دهند . محققان با بررسى مغز کودکان با روش ام‌آر‌آى(MRI) دريافتند ، تشويق کودکان در سن 8 سالگى ، مراکز ويژه رفتارى را در مغز تحريک مى کند و کودک رفتارهاى مثبت خود را که تشويق شده است ، تکرار مى کند.اما اين بررسى نشان مى دهد؛ تنبيه در کودکان 8 ساله چنين تأثيرى ندارد و کودک در اين سن نمى تواند درک کند که در صورت مشاهده واکنش منفى براى يک فعاليت ، نبايد آن را دوباره تکرار کند.‌  

شرايط تشويق و تنبيه :

در مورد تنبيه و تشويق بايد به نكات ذيل دقيقاً توجه شود :
1-
تا يك سالگي تنبيه كودك جايز نيست چون به علّت عدم رشد قواي عقلاني ،كودك نمي تواند درك كند كه به خاطر خطا و اشتباهي كه مرتكب شده تنبيه مي شود .
2-
تا 3 سالگي تنبيه مي تواند به صورت نگاهي تند ، خطاب شديد ، راندن و دوركردن موقّتي كودك و حداكثر يك ضربة ملايم بر پشت دست و يا پاي او باشد .
3-
تنبيه و تشويق نبايد به صورت مداوم باشد بلكه بايد گاهي اوقات بنا به ضرورت صورت گيرد ، زيرا تنبيه به صورت مداوم بيماري مازوشيسمي و تشويق جنبة رشوه دادن به خود مي گيرد .
4-
تشويق و تنبيه بايد به خاطر عمل كودك انجام گيرد نه به خاطر خود او . در تنبيه بايد دقت و جستجو و علّت يابي شود ،بدين معني كه اگر شرايط مساعدي فراهم آمده و كودك عالماً و عامداً از آن شرايط مساعد استفاده نكرده در اين صورت مستوجب تنبيه است و تشويق منحصراً بايد به خاطر كارهاي ممتاز و يا فوق العاده صورت گيرد . كودك و دانش آموز بايد ياد بگيرد كه خوب كاركردن وظيفه و تكليف است ، لذا در مقابل انجام كارشايسته نبايد منتظر تشويق باشد .
5- تشويق و تنبيه نبايد به خاطر مقايسة كودك با كودك ديگري باشد چون هر فرد استعداد و توانايي هاي خاص خود را دارد و در تنبيه و تشويق بايد تفاوت هاي فردي را در نظر گرفت .

6- فردي‌را كه‌توان انجام‌دادن‌كاري را ندارد نبايد به‌خاطرانجام‌ندادن آن كارتنبيه‌كرد .

تنبيه چيست ؟

تنبيه در لغت به معناى آگاهانيدن، بيدار كردن، واقف گردانيدن به چيزى و آگاه و هوشيار كردن آمده است.1
بي اف اسكينر در كتاب فراسوي آزادي و شأن گفته است : تنبيه براي حذف رفتار نادرست ، خطرناك يا نامطلوب از خزانة رفتار فرد ، طرح و اجرا مي شود . فرض اين است كه كسي به خاطر انجام رفتاري ناشايست تنبيه مي شود ، با احتمال كمتري آن رفتار را انجام خواهد داد . متأسفانه موضوع به اين سادگي نيست .پاداش (تقويت) و تنبيه از لحاظ تغييري كه در رفتار ايجاد مي كنند ، صرفاً در جهت ايجاد تغيير در رفتار با هم متفاوت نيستند . كودكي كه به خاطر بازي جنسي به شدّت تنبيه مي شود ، الزاماً تمايل كمتري نسبت به انجام اين كار از خود نشان نخواهد داد . پس از آن كه وابستگي هاي تنبيهي از ميان رفتند ، رفتار تنبيه شده مجدداً ظاهر مي شود .
تنبيه در اصطلاح به عملي گفته مي شود كه لازمة آن آگاهي و هوشياركردن باشد و به سه معني بكار مي رود :
1-
تنبيه به معني حذف پاسخ مثبت از ارگانيسم و يا اضافه كردن پاسخ منفي به آن . اسكينر در رابطه با تنبيه مي گويد : تنبيه زمانى رخ مى دهد كه پاسخ مثبتى را از موقعيت حذف و يا چيزى منفى به آن بيفزاييم. به زبان متداول مى توان گفت تنبيه دورساختن چيزى از ارگانيسم است كه خواستار آن است يا دادن چيزى است به او كه طالب آن نيست.
جان ايانز و همكارانش نيز معتقدند: تنبيه عبارت است از ارائه محرك ناخوشايند يا حذف تقويت مثبت بلافاصله بعد از انجام يك رفتار.
 تنبيه در اين جا طيف وسيعي را در برمي گيرد و شامل تغافل ،
بى اعتنايى، تهديد، تحقير، سرزنش،تمسخر،محروم‌سازى،جريمه،جبران،تغييرچهره،روى‌برگرداندن‌وتنبيه‌بدنى است .
2-
تنبيه به معني ارائه پاسخ منفى به ارگانيسم. دكتر علي اكبرسيف معتقد است:«تنبيه عبارت است از ارائة يك محرك آزارنده يا تنبيه كننده(تقويت كنندة منفى) بدنبال يك رفتار نا مطلوب براى كاهش دادن احتمال آن رفتار.»
3-
گاهي تنبيه به معني تنبيه بدني يا كتك زدن به كار مي رود كه امروزه به علت عدم كارايى و اثرات و مضرات جانبى كمتر از سوي روانشناسان و انديشمندان حوزة تعليم و تربيت توصيه مي شود .

تنبيه در آموزش و پرورش :

اگر چه اعمال تنبيهات بدني و رواني در خانواده ها و والدين از فراواني بالايي برخوردار است امّا اغلب آن را در ارتباط با آموزش و پرورش رسمي مي دانند .
سرّ استفادة مداوم از تنبيه ، به ويژه تنبيه بدني در مدارس ، شايد به خاطر ميزان بهره اي بوده است كه از آن مي توان در امر آموزش و پرورش و تدريس بدست آورد . به عبارت ديگر، احتمالاًبرخي‌ازمعلمان مي‌توانند با‌توسّل‌به‌تنبيه،‌ضريب‌موفقيت خود را افزايش دهند .
در آموزش و پرورش ، فرايندهاي تشويق و تنبيه ، هر كدام نقش تعيين كننده اي دارند . هر چند هيچ يك في نفسه خوب يا بد نيستند امّا معمولاً تنبيه و تنبيه بدني مذموم و نكوهيده است و آن اندازه توجه و تأمل كه دربارة محدوديت هاي تنبيه و به حداقل رسانيدن استفاده از آن مي شود ، در جهت نحوه و اندازة استفاده از تشويق و پيامدهاي آن انجام نمي گيرد .
به رغم آن كه مسئولان آموزشي همواره در مذّمت تنبيه بدني بخشنامه هاي فراوان صادر كرده اند و مي كنند امّا اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اصولاً در آموزش و پرورش هيچ وسيلة عملي و قابل انطباق مجازات را نمي توان پيشنهاد كرد كه مقبوليت عام پيدا كند ، چرا كه راهكارهاي عملي ارائه شده موجب آن مي شود كه نظريه پردازان ديگري در مقابله با شيوه هاي اجرايي حاضر ، اسباب دردسر را فراهم آورند .
در بخشنامه هاي مربوط ، اغلب ، خطرها و لطمات تنبيه بدني گوشزد مي شود ، ولي از خطرها و لطمات تنبيهات رواني ، عمداً يا سهواً چيزي گفته نمي شود .
حال با توجه به اهميت موضوع و خطرات تنبيهات رواني در دانش آموزان ، لازم است اهميت و حساسيت اين امر به جاي آن كه فرمان داده شود ، بيشتر آموزش داده شود .

نكات لازم در چگونگي انجام تنبيه :

در انجام تنبيه بايد شرايط و ضوابطي در نظر گرفت و به شرايط قبل از تنبيه ، زمان تنبيه و بعد از آن بايد توجّه كرد .
1- شرايط قبل از تنبيه : قبل از تنبيه بايد به موارد زير توجه كرد :

  • بايد بدون حمله به شخصيت كودك ، تنفّر و تقبيح خود را از كاري كه كرده است نشان داد .
  • بايد قبل از تنبيه ، انتظارات خود را جزء به جزء براي كودك شرح داد .
  • بايد راه جبران خطا را به كودك نشان داد .
  • فرصت لازم براي جبران كردن به كودك داده شود .
  • خود را خيرخواه كودك نشان دهيد .

2- شرايط زمان تنبيه : در زمان اجراي تنبيه بايد به نكاتي توجه نمود و تنها كاربد كودك بايد مورد نكوهش قرار گيرد نه شخصيت او . « گاندي » رهبر بزرگ هند در اين زمينه معتقد است : « از گناه تنفّر داشته باشيد نه از گناهكار .»
نكات قابل توجه در زمان تنبيه به شرح ذيل است :

  • در حين تنبيه ، بايد از مقايسه ميان دانش آموزان جداً خودداري شود .
  • در هنگام تنبيه ، بايد مورد يا موارد تخلّف كودك برايش به خوبي مسلم شود ، به اصطلاح حقوقي بايد به او تفهيم اتهام كرد .
  • در زمان تنبيه بايد احساسات خود را كنترل كرد ، به طوري كه كودك احساس نكند براي انتقام گرفتن از او چنين مي كنيد يا از تنبيه او خوشحال هستيد . به عبارت ديگر در هنگام تنبيه بايد واقعاً نشان دهيد كه دوستدار كودك هستيد .
  • در اجراي‌تنبيهات‌ضروري‌و‌بديهي نبايد اهمال، مسامحه و گذشت زمان واقع شود .

3- شرايط بعداز تنبيه: از آن جا كه تنبيه يك فرايند تربيتي است ، تأمل ، ژرف نگري ، تحليل و پيگيري مسأله ضرورت دارد . تأمل بر روي رفتار مورد تنبيه و اين كه چه بايد كرد تا از بروز رفتار مشابه جلوگيري شود ، حتماً بايد در خيال مربّي باشد . از سوي ديگر مربّي بايد ارتباط عاطفي خود را با دانش آموز تنبيه شده حفظ كند و بداند كه تنبيه بايد در مسير ترميم روابط عاطفي باشد ، نه براي ايجاد ديوار بدبيني و بي اعتمادي . همچنين پس از تنبيه ، همواره بايد به فكر صرفه جويي و كاستن از فراواني تنبيهات باشد ، چرا كه ممكن است در اثر استفاده زياد و مداوم از تنبيه ، تأثير تربيتي آن به كلي از ميان برود و موضوع لوث گردد .

چگونه بايد تنبيه كرد؟

1- تنبيه بايد توسط معلم و متناسب با ميزان خطاي كودك صورت پذيرد.
2- 
فرد مجاز به تنبيه معلم، است و نبايد اعمال آن به دانش آموزان ديگر واگذارشود چون موجب اختلاف و نزاع در بين دانش آموزان مي شود.
3- 
تنبيه بايد به قدر توليد درد باشد نه زياده روي درآن.
4-
در هنگام خشم و عصبانيّت بايد از تنبيه خودداري نمود .
5-
در هنگام تنبيه اكيداً بايد از ناسزاگويي و سخنان نا بهنجار خودداري كرد .  
6- 
تنبيه بايد بخاطر عمل كودك باشد نه بخاطر خود او .
7- 
فردي كه توان انجام كاري را ندارد نبايد بخاطر انجام ندادن آن كار تنبيه كرد .
8- يك دانش آموز پس از انجام خطا و اشتباهي نبايد مورد تنبيه مضاعف قرارگيرد، مثلاً به خاطر غيبت هم از طريق مدير و هم ازطريق معلم تنبيه شود .

تنبيه شديد بدون توجيه اشتباه دانش آموز :

پاداش ها و تنبيه هاي محيطي ، رفتار آدمي را شكل مي دهد . كودك در خانه و مدرسه و محيط جامعه با پاداش ها و تنبيهاتي كه دريافت مي كند ، ياد مي گيرد تحت شرايط به خصوص چه شيوه هاي رفتاري را پيش گيرد .
روانشناسي نوين عقيده دارد كه تنبيه نه تنها مشكلي را حل نمي كند بلكه ناسازگاري هايي را در رفتار كودك به وجود مي اورد . اسكينر ، روانشناس رفتار گرا ، معتقد است كه تنبيه شديد كودكان در قبال رفتار نامطلوب ممكن است موقّتاً به حذف آن رفتار منجر شود ولي در بيشتر اوقات منجر به بروز رفتارهاي جبراني انتقام جويانه و ضد اجتماعي مي گردد و مشكلات هيجاني ديگر به دنبال دارد .
تنبيهاتي كه معلمان بر كودكان روا مي دارند از يك طرف مشكلات عاطفي و اختلالات رفتاري را موجب مي گردد و از طرف ديگر در رابطة معلم و شاگرد آشفتگي ايجاد كرده ، امكان بازسازي و ترميم آن را مشكل و در مواقعي دور از دسترس مي سازد .
درچنين شرايطي كودك تصوّر منفي خود از معلم تنبيه گر را ممكن است به معلمان ديگر ، محيط‌آموزشي و حتّي فضاي فيزيكي مدرسه تعميم دهد . معلمان‌پرخاشگر و هيجاني كه از عهدة كنترل رفتار خودشان برنمي آيند ، با تنبيه هاي شديد و مكرّر ، آثار سوء در سازگاري‌شاگردان‌خود‌خواهندگذاشت‌ومقاومت‌آنهارا دريادگيري‌دروس‌برخواهند ‌انگيخت.

تنبيه مضاعف :

يكي از خطرناكترين انواع تنبيهات كه متأسفانه زياد رايج است تنبيه مضاعف مي باشد . اين تنبيه را از اين جهت تنبيه مضاعف مي گويند كه شخص تنبيه شونده هم از لحاظ رواني و هم از لحاظ بدني ممكن است تنبيه شود و يا ممكن است كودك به خاطر خطا و اشتباهي كه انجام داده است توسط دو يا چند نفر تنبيه شود .
بايد از تنبيه مضاعف به طور جدّي دوري كنيم و مواظب باشيم كه كودك به خاطر يك خطايي كه انجام داده است دو يا چند مرتبه تنبيه نشود . به طور مثال : دانش آموزي غيبت غيرموجّه داشته وقتي كه به مدرسه مي آيد ابتدا توسط ناظم مدرسه مورد مؤاخذه قرارمي گيرد و نمرة انضباط وي كم مي شود و آن گاه كه به كلاس درس مي رود معلم نيز از دانش آموز درسي را كه غايب بوده مي پرسد و چون نمي داند تنبيه مي شود لذا نمرة بدي براي او منظور مي گردد . يعني براي يك خطا و اشتباهِ غيبت براي بار دوم نيز تنبيه مي شود . گاهي اوقات ممكن است توسط دو يا چند معلم تنبيه صورت گيرد .

دلايل عدم استفاده از تنبيه بدني براي تغيير رفتار نامطلوب :

استفاده از تنبيه بدني براي تغيير رفتار نامطلوب كودكان و نوجوانان ، وسيلة مناسبي نيست زيرا كه :
1-از بروز و تكرار رفتار نامطلوب به طور كامل جلوگيري نمي كند و همان رفتار در موارد مشابه تكرار مي شود .
2-تنبيه بدني ممكن است به طور موقّت از بروز يك رفتار جلوگيري نمايد ولي رفتار نامطلوب ديگري مانند پرخاشگري ، ترس و مخالفت گسترش مي بايد .
3-تنبيه بدني از سوي والدين باعث دشمني ، گستاخي ، كينه توزي و خصومت كودك و نوجوان نسبت به والدين مي شود و سبب اختلال در روابط اولياء و فرزندان مي گردد .
4-گاهي اثر تنبيه بدني آن چنان است كه كودك و نوجوان از برخي فعاليت هاي مفيد دست مي كشد و دچار افسردگي رواني و عاطفي مي شود .
5- گاهي شدّت تنبيه ، آثار فيزيكي به همراه دارد و از لحاظ حقوقي و شرعي براي پدران و مادران و مربّيان مسئوليت آفرين است .
6-ترس از تنبيه ممكن است موجب تسريع فعاليت هاي بدني شود ، امّا ايجاد اختلال در فعاليت هاي ذهني و بالابردن درجة اشتباهات از نتايج سوء آن است .

عواقب تنبيه بدني :

1- تحقیرشخصیت : کودکی که به شخصیت او توهین شود ، امیدی به خیرش نیست و دیگران از شرّ او در امان نخواهند بود.
2-ایجاد روحیة‌ تسلیم پذیری : تنبيه بدني كودك را تو سری خور بار می آورد و در آینده ، به دیگران نیز اجازه خواهد داد به او زور بگویند و قدرت دفاع از حقّ خود را نخواهد داشت.
3-کینةتنبیه‌کننده را به دل داشتن : کینة تنبیه کننده را به دل می گیرد و در آینده به شکل های گوناگون از او انتقام می گیرد و كودك را به دشمني با بزرگترها وادار مي كند و احترام و اعتماد كودكان نسبت به بزرگترها سلب مي گردد .
4-ماهرکردن مجرم در جرم : تنبيه بدني او را در ارتکاب جرم ماهرتر می کند و با تنبیه بدنی ، به او آموزش داده مي شود که در ارتکاب عمل خلاف ، دقت بیشتری داشته باشد تا به دام نیفتد.
5-اضطراب : شخص تنبيه شونده دائم مضطرب است که نکند بر اثر عمل مشابهی ، دوباره به ویژه در حضور دیگران تنبیه شود.
6-از بین رفتن اعتماد به نفس : اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و شهامت انجام کارهای بزرگ را نخواهد داشت و همچنين تنبيه بدني باعث مي گردد تا حس كنجكاوي و ابتكار عمل در كودكان از بين برود.
7-روحیة زورگویی : تنبيه بدني باعث مي شود كه تنبيه شونده ، نیز به ضعیف تر از خود زور بگوید و آنان را کتک بزند و كودك را عاصي بار مي آورد .
8- دروغگويي
:
تنبيه بدني، كودكان را دروغگو بارمي آورد، و در صدد حيله گري و رياكاري مي باشند تا از تنبيه خود را نجات دهند .
9-
 صدمات جسمي : تنبيه بدني باعث صدمات جسمي مي گردد و چه بسا گاهي براي تنبيه شونده و تنبيه كننده مشكلاتي را به بار مي آورد كه مدتها گريبانگير حل آن مشكلات مي شوند .

برخي ديگر از عواقب تنبيه بدني فهرست وار به شرح ذيل مي باشد :

  • سبب ترس مي شود.
  • باعث افسردگي و بيماري هاي عصبي مي گردد.
  • كودك را به سمت خودآزاري وديگرآزاري سوق مي دهد.
  • كودك را لجباز،گوشه گير و اندوهگين مي كند. 
  • باعث كندذهني مي شود. 
  • كودك را بي اراده و نسبت به اطرافيان بي تفاوت مي سازد .
  • كودك را دچار يأس و نااميدي مي كند .
  • به كودك مي آموزد كه هر وقت خشمگين شدي ، شرارت كن و بدون هيچ چون و چرايي تسليم شو.
  • سرپيچي و نافرماني را در كودك شدّت مي دهد. 
  • كودك را عبوس بار مي آورد و شاديها را در كودك سركوب مي كند. 
  • شهامت و غرور بچه ها را از بين مي برد و آنها را پرخاشگر مي كند و نهايتاً به سلامت روحي و جسمي كودك ضربه مي زند.

تنبيه بدني كودكان را مضطرب و پرخاشگر مي كند :

 كودكاني‌كه موردتنبيه‌بدني قرار‌مي‌گيرند‌بيشتر‌از‌سايركودكان‌مضطرب‌و پرخاشگر هستند.
در عين حال كه برخي محققان معتقد هستند تنبيه بدني نبايد جايي در تربيت كودكان داشته باشد چون باعث اختلالات رفتاري اين گونه كودكان مي شود، ساير كارشناسان بر اين باورند كه اثرات تنبيه بدني بستگي به خصوصيات كودكان و خانواده ها و نيزموقعيتي كه در آن تنبيه بدني انجام مي شود دارد
.
براي اطمينان از اين موضوع پژوهشگران در چندين دانشگاه در سراسر دنيا 336 مادر و كودكان‌آنها‌را در كشورهاي‌چين،هند، ايتاليا، كنيا، فيليپين و تايلند مورد بررسي قرار دادند
.
در اين تحقيق محققان متوجه وجود تفاوتهايي در دفعات استفاده از تنبيه بدني توسط مادران و تصور آنها در رابطه با استفاده از اين نوع تنبيه توسط ساير والدين شدند
.
مهمترين نتايج اين تحقيق عبارتند از: كمترين ميزان تنبيه بدني درميان مادران تايلندي ديده شد و بيشترين ميزان در ميان مادران كنيايي ديده شد؛در كشورهايي كه تنبيه بدني از نظر فرهنگي پذيرفته شده است، اين كار كمتر منجر به پرخاشگري در كودكان مي شود هر چند در تمام جوامع ارتباطي بين اين دو وجود دارد.

در كشورهايي كه تنبيه بدني شايع تر و از نظر فرهنگي پذيرفته شده است، كودكاني كه مورد تنبيه بدني قرار مي گيرند كمتر مهاجم هستند و كمتر از كودكان كشورهايي كه تنبيه‌بدني در آنجا شايع نيست علائم اضطراب را از خود نشان مي دهند،در تمام كشورها استفادة زياد از تنبيه بدني باعث افزايش احتمال پرخاشگري و اضطراب نزد كودكان و نوجوانان مي شود.

تنبيه بدني از نظر اسلام :

اسلام به تعليم و تربيت اهميت زياد مي دهد و براي رشد و تربيت صحيح و مطلوب، راه عاقلانه و روش‌حکيمانه‌اي توصيه مي کند که فقط از اين طريق، سعادت و خوشبختي انسان فراهم‌مي‌آيد.اسلام ،تنبيه(بخصوص‌تنبيه‌بدني)را‌براي‌تربيت‌کودکان،روشي‌حکيمانه‌نمي داند.
حضرت علي(ع) مي فرمايند: عاقل از طريق ادب پند مي پذيرد واين چارپايانند که جز با زدن تربيت نمي شوند.
مردي از رفتار ناپسند فرزند خود به حضرت علي (ع) شکايت کرد. حضرت فرمود: او را نزن؛ بلکه با او قهر کن. اما قهر را طولاني نساز.
در اين حديث امام (ع) كيفر بدني يعني زدن طفل را منع فرموده و در عوض از مجازات عاطفي استفاده كرده است . مجازاتي كه در آن وسايل عاطفي و اخلاقي بر وسايل مادّي ترجيح و تأثير بيشتري دارد . در اين مجازات به عوض محروم كردن كودك از ماديّات بايد كوشش كرد كه قلب و عزّت نفس و غرور وي متأثّر شود ، اگر محروميت هاي مادّي با احساسات و عواطف او بستگي نداشته باشد ، چندان موفق نخواهد بود .
البته هدف اسلام اين نيست که کودک در يک فضاي تربيتي ساختگي و بدون دغدغة خاطر تربيت شود و فقط با جنبه هاي خوشايند و شريف زندگي آشنا شود؛ زيرا زندگي واقعي، فراز و نشيب فراوان دارد و کودک را بايد تا اندازه اي با آنها آشنا کرد تا وقتي که بزرگ شد، صبر لازم در مقابل ناملايمات و سختي ها را داشته باشد. اسلام براي نوجواني که به سن تکليف رسيده، تنبيه را آخرين گام به مثابة عامل بازدارنده، مطرح کرده است؛ يعني وقتي نمونه‌هاي عملي و پند و اندرزهاي خيرخواهانه، سودي نبخشد، ناچار بايد به اقدام شديدتري دست زد. اسلام سفارش مي کند که پدران و مادران موظفند در تربيت فرزندان خود به مقتضيات زمان نيز توجه داشته باشند و در تربيت آنها، شرايط محيط را در نظر بگيرند تا کودکان بتوانند با مردم اجتماع و زمانة خود به نحو شايسته اي زندگي کنند.
حضرت علي(ع) مي فرمايند: آداب و رسوم زمان خود را با فشار و زور به فرزندان خويش تحميل نکنيد؛ زيرا آنان براي زمان شما آفريده نشده اند.

 تنبيه بدني از ديدگاه صاحبنظران :

با توجه به اينکه روانشناسان، فيلسوفان، جامعه شناسان و محققان همواره به مسئله تنبيه توجه خاصي داشته اند، نظرات بعضي از صاحبنظران را مورد بررسي قرار مي دهيم:
مارتين لوتر عقيده داشت: معلم نبايد شلاق به دست باشد؛ او تنها مامور هيئت مديره نيست بلکه مقام مقدسي احراز کرده است.
ژان ژاک روسو، فيلسوف فرانسوي مي گويد: شاگرد را مورد هيچ گونه تنبيهي قرار ندهيد؛ زيرا معني خطا و اشتباه را نمي داند. هرگز از او نخواهيد که پوزش بطلبد؛ زيرا امکان ندارد به شما توهين کند. چون ارزش اخلاقي اعمالش را نمي داند، نمي تواند کاري انجام دهد که اخلاق بد و در خور تنبيه يا سرزنش باشد.
جرمي بنتام، فيلسوف انگليسي مي گويد: درد، شر است و اعمال تنبيه نيز ضرورتاً شرارت است، چرا که پيامد تنبيه چيزي جز درد نيست.
خواجه نصيرالدين طوسي درباره تنبيه بدني بر اين باور است که: به هر خُلقي نيک که از کودک صادر شود، او را مدح بايد کرد و بر خلاف آن در توبيخ اول عمل قبح او را تغافل منسوب کنند تا بر انجامش اقدام ننمايد و اگر برخود پوشيده دارد، برو پوشيده دارند و اگر معاودت کند در سر او را توبيخ کنند و چون معلم در اثناي تاديب ضربي به تقديم رساند از فرياد و شفاعت خواستن حذر فرمايند، چه آن فعل مماليک و ضعفا بود و ضرب اول که بايد اندک بود و نيک مولم، تا از آن اعتبار گيرد و بر معاودت دليري نکند. به عبارت ديگر او نيز تنبيه را جايز مي داند منتها تا حدي که تنها باعث تنبيه شود و هرگز از سرکين ورزي و شقاوت نباشد.
قابسي، فقيه‌مسلمان،‌شرايطي‌را براي تنبيه بدني عرضه مي دارد كه اجمالاً به قرار زير است :
1-
معلم ، تنبيه بدني را در غير مواردي كه كودك خطا كرده ، اعمال ندارد .
2- 
تنبيه بدني بايد توسط معلم و متناسب با ميزان خطاي كودك صورت پذيرد .
3- 
ميزان تنبيه بدني مجاز ، از يك تا سه ضربه مي باشد و فراتر از آن تا مقدار ده ضربه ، منوط به اجازة پدر مي باشد .
4- 
در صورتي كه كودك در مرز سنين بلوغ بوده و تندخويي و تخلّف او با دو ضربه به اصلاح بَدَل نمي گردد فزون بر ده ضربه جايز است .
5- 
فرد مجاز به تنبيه ،معلم است و نبايد اِعمال آن به دانش آموزان ديگر واگذار شود ، چه سبب نزاع و خلاف را ميان آنها فراهم مي سازد .
6- 
تنبيه‌بدني بايدبه‌قدرتوليددردباشدو به‌پيامد سوء و ضعف و فتور بدن منتهي نگردد .
7- 
مناسب‌ترين موضع‌بدن براي اِعمال تنبيه،پاها مي باشدو‌از فرود آوردن ضربه بر سر و صورت بايد احتراز شود ، چه موجب صدمة مغزي و آسيب به چشمان مي گردد .
8- وسيلة تنبيه بدني ، تازيانه يا چوب فلك است و بهتر است كه نرم باشد و موجب صدمة جدّي نشود .

مخالفان با تنبيه :

در بررسي متون مرتبط با تنبيهات رواني و بدني ، يك نكتة مشترك و برجسته وجود دارد و آن اين است كه بيشتر صاحب نظران تربيتي ، تنبيه را مردود و مذموم اعلام كرده اند كه به برخي از آنها اشاره مي شود :
1-
تنبيه بي اثرترين روش تأديب است . در كمال تعجّب ، تنبيه اغلب اين نتيجه را در بردارد كه به كودك درست خلاف آن چه را كه ما از كودك مي خواهيم مي آموزد . بسياري از والدين دقيقاً به اين دليل ساده از تنبيه استفاده مي كنند كه تا به حال   راه هاي بهتري براي تأديب كودكشان نياموخته اند .1
بر اساس اين نظر ، بايد به پيدا كردن جانشين مناسبي براي تنبيه انديشيد و اگر والدين و مربيان قدري اهل تعمق و فكر باشند قطعاً به اين جانشين دست پيدا مي كنند .
2-
تأديب كودك مي تواند منجر به ناكامي شود . چه در نخستين وهله لازم است تأكيد شود تأديب به معني تعليم و تربيت است . تأديب در اصل راهنمايي برنامه ريزي شده اي است كه ما را ياري مي كند تا كنترل ، جهت يابي و كارايي باطني خود را بسط دهيم ، اگر بخواهيم تأديب را به كار ببريم بايد احترام و اعتماد دو جانبه رعايت شود . از طرف ديگر لازمة تنبيه ، كنترل ظاهري روي شخص تنبيه شونده با توسل به زور و اجبار است . كساني كه تنبيه مي كنند به ندرت به كسي كه تنبيه مي شود اعتماد مي كنند و يا احترام مي گذارند .2
طبق نظريه فوق تنبيه كودك به معني بي احترامي به او است اگر به كودك بي احترامي شود هدف از تأديب و تربيت محقق نخواهد شد .
ژاك ژان روسوي فرانسوي در «كتاب اميل» روش آزادي در تعليم و تربيت كودك را پيشنهاد مي كند و مي گويد : نبايد هيچ نفوذي در مورد تربيت طفل اعمال شود .
روسو در همين كتاب مي نويسد : اگر تنبيه به خصوص تنبيهات سخت را به منزلة محرك بخواهند به كار برند مضرّات ديگر از قبيل ترس و درهم شكستن شخصيت كه بالمآل منجر به حالات عصبي و ناراحتي هاي عاطفي خواهد شد نيز در بردارد .

موافقان با تنبيه :

اگر چه اعلام مخالفت با تنبيه بدني كاملاً طبيعي و بديهي به نظر مي رسد ، امّا از سوي ديگر ابراز موافقت با آن ، در نگاه اوّل ، كمي عجيب و غيرمنتظره مي نمايد . هر چند امروزه از ميزان فراواني موافقت با تنبيه بدني به شكل كاملاً محسوس كاسته شده است . امّا با اين حال نبايد اظهار نظر موافقان آن را از نظر دور داشت .
موافقان با تنبيه كودكان ،آن را مشروط به شرايط و تحت كنترل مي دانند و در موارد خاص آن را تجويز مي كنند .
1- دكتر علي قائمي در كتاب حدود آزادي در تربيت مي نويسد :
در عين حال ما اصل تنبيه را محكوم نمي كنيم . قائليم در مواردي هم ضروري است از آن استفاده شود ولي به ندرت و به ميزاني اندك . آن هم بايد بدانيم كه نقش تنبيه مطرح نيست ، بلكه ترس از تنبيه شدن بايد در كودك باشد و او را از ارتكاب عملي كه منجر به تنبيه خواهد شد باز دارد .
در برخي از موارد ، تنبيه به خاطر يك تخلف شرعي است . از نظر اسلام ما براي كودكان حد نداريم ، ولي آن چنان نيست كه اگر طفل گناه كبيره اي را مرتكب شد از او صرف نظر نماييم . مسألة تأديب و تنبيه او بر اساس ضوابطي كه در شرع معين شده به جاي خود وجود دارد .
2- ابن اخوه از فقهاي قرن هشتم در رابطه با تنبيه خطاب به اولياء و مربيان مي گويد :
بچه ها را از هفت سال به بالا در صورت بي ادبي و سخن زشت و كارهاي خلاف شرع از قبيل قاب بازي ، تخم مرغ بازي ، نردباختن و همة انواع قمار مورد تنبيه و بازخواست قرار دهيدو بچه‌ها را با چوب يا شلّاق‌بزنيد وبيشتركفل و ران و پايين پاي آنها را بزنيد .
3- جان لاك در اواخر قرن 17 روشهاي تأديبي را بر خلاف روش هاي طبيعي كه در آموزش متداول بود ، پيشنهاد كرد . لاك مي گفت : به تمايلات طبيعي كودك ، نبايد توجّه داشت ، بلكه براي سعادت آيندة او بايد عادات لازم را با فشار و سرسختي در او ايجاد نمود .
4- غزالي نيز مانند برخي از دانشمندان تنبيه و خشونت را روا مي شمرد و معتقد بود كه معلم بايد حتي الامكان با ترساندن طفل ، او را تأديب كند و چنانچه مؤثّر نشد او را بزند . صاحب قابوسنامه معتقد است كه : معلم بايد باهيبت باشد و كودك را در صورت كاهلي بزند . تا وي بر خود مسلّط گردد .... چنان چه معلم طفل را بزند ، پدر بايد شفقت ورزد .
5- دكتر مهدي جلالي در كتاب روانشناسي كودك مي نويسد : خلاصه آن كه تنبيه محرك قوي است يعني هم عمل را تشديد مي كند و هم جهت رفتار را معلوم مي دارد . ولي اين محرك مانند تيغ دو لب است‌،‌ كه اگر بر حسب نقشه و تفكر به كار نرود مضرّ است و براي اين كه به طور صحيح از آن استفاده شود ، بايد با توجّه كامل و مهارت زياد به كار رود .
موقعيت هايي كه آزردگي در خود آنهاست محرك هاي قوي و طبيعي هستند و نتايجي كه از آنها به دست مي آيد نسبتاً به طور آزاد و بدون ضرر هستند ، در صورتي كه اگر آزردگي از طرف ديگران صورت گيرد ، نتايج مطلوب ندارد .
بر طبق اين نظريه ، بهتر است كه والدين و مربيان مستقيماً از تنبيه پرهيز نمايند و بگذارند آثار و عواقب آزاردهندة خود خطاي كودك ، او را تنبيه كند . مثلاً اگر كودك به سوي چراغ روشن مي رود بگذاريد دستش به قدري بسوزد ( با رعايت احتياط ) . اين تنبيه از تنبيه شما مؤثّرتر است .
6- دكتر بهشتي در كتاب تربيت كودك در جهان امروز مي نويسد : آخرين اقدامي كه از طرف پرورشكار لايق انجام مي گيرد ، توسل به تنبيه و خشونت است ، آن هم چون منظور انتقام گرفتن نيست ، بلكه منظور تكامل تربيت شونده است بايد طوري اجرا شود كه هدف ، فداي خشم و درنده خويي پرورشكار نشده و زير پا گذارده نشود . حداقلِ آن ، يك قهر زودگذر ، يك ملامت عاقلانه و بالاخره حداكثر آن تنبيه است .
شايد منظور جان لاك انگليسي و دسته اي از دانشمندان ما در مورد تجويز تنبيه همين باشد . به خصوص كه دانشمندان ما از سرچشمة پرفيض معارف اسلامي سيراب مي شوند و بعيد است كه غير از اين منظوري داشته باشند و اگر در اسلام دستوري در مورد تنبيه كودكان در پاره اي از روايات وارد شده ، مربوط به همين موارد استثنايي است ، نه اينكه يك قانون كلّي و عمومي باشد .

منـابـع :

1- روانشناسي كودك – دكتر مهدي جلالي – انتشارات دانشگاه تهران – 1360
2- روانشناسي تربيتي – دكتر علي شريعتمداري – انتشارات اميركبير – چاپ چهارم – 1369
3- چرا تنبيه؟ - دكتر عبدالله مجوزي – انتشارات انجمن اولياء و مربيان – چاپ اول – 1372
4- رفتار والدين با فرزندان – محمدعلي سادات - انتشارات انجمن اولياء و مربيان – چاپ پنجم – 1376
5- روانشناسي تربيتي – دكتر علي اكبر سيف – انتشارات پيام نور – چاپ پنجم – 1379
6- كاربرد روانشناسي در آموزشگاه – دكتر بدري مقدم – انتشارات سروش – چاپ سوم – 1364
7- به بچه ها گفتن از بچه ها شنيدن – آدل فابر ، الين مازليش – مترجم: فاطمه عباسي فر – نشر دايره – چاپ دوازدهم – 1380
8- تربيت كودك در جهان امروز – دكتر احمد بهشتي – ناشر: بوستان كتاب قم – چاپ چهارم – 1386
9- حدود آزادي در تربيت – دكتر علي قائمي اميري – چاپ دوم – انتشارات انجمن اولياء و مربيان – 1386
10-  فرهنگ معين
11- لغت نامة دهخدا


1 – لغت نا مه دهخدا
1- دكتر فتينزهاگ
2- دكتر برايان . جي . گيل مارتين


برچسب‌ها: روانشناسي
[ جمعه 1388/05/23 ] [ 16:56 ] [ عليرضا بني اسدي ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط دو تن از آموزگاران بیرجندی بروز و مديريت مي شود و در آن مقالات آموزشی و تربیتی و ... گنجانده خواهد شد .
از بازديدكنندگان محترم نيز مي خواهيم به وبلاگ هاي ديگر كه توسط مدير وبلاگ بروز مي شوند از قسمت پيوندها مراجعه نمايند .